باطنیه

وصفی برای برخی گروه¬های صوفی.
صوفیه دین را به دو بخش ظاهر و باطن تقسیم می‌کنند. منظورشان از ظاهر شریعت و احکام شرعی و فقه است و اما باطن یا لب یا جوهره دین همان بخش اخلاقی و معنوی و عرفانی است. کسانی مثل صدرالدین شیرازی تلاش کردند تناسبی بین ظاهر و باطن پدید آورده و هر دو بعد دین را قبول کنند. ولی صوفیه به باطن دین گرایش داشتند و پوسته دین را برای عوام سودمند می‌دانستند و نه برای خودشان. از اینرو متصف به باطنیه و باطن‌گرایی شدند. البته گاه باطنیه به عنوان نام دیگر برای اسماعیلیه یا جزم دینیه یا قرامطه به کار رفته است ولی در این مورد هم به دلیل باطن‌گرایی این فرقه ‌ها، آنان را به این نام خوانده‌اند.
از نظر باطنیان، قرآن و احادیث هم دارای ظاهر و باطن‌اند. با تأویل و از طریق تأویل به باطن این متون می‌توان رسید. از این رو در باب تأویل سخنان نوشته‌های فراوان دارند.
خلاصه اینکه کسانی باطنیان و باطن‌گرایی را نام خاص برای گروهی از صوفیه می‌دانند، ولی واقعیت اینست که این نام عام و اسم جنس است که اغلب به عنوان وصف و لقب برای گروه-هایی از صوفیه است.
مآخذ
الامین، شریف یحیی، فرهنگ‌نامه فرقه‌های اسلامی، ترجمه محمدرضا موحدی، تهران، باز، 1378 ص 73؛ خواجه نظام الملک، سیاست‌نامه، تهران، زوار، 1357، ص 252؛ مسعودی،‌ مروج الذهب، به¬کوشش شارل پلا، قم، شریف رضی، 1380، ج4، ص 142؛ مسعودی التنبیه والاشراف، بیروت، دارصعب، بی‌تا، ص 342؛ مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، تهران،‌ کتابخانه شمس،‌ بی¬تا، ص 585؛ موسوی بجنوردی، سید محمد کاظم (زیرنظر)، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران، 1371، ج11، ص 196؛ ولادیمیرونا، استرویوا لودمیلا، تاریخ اسماعیلیان در ایران، ترجمه پروین منزوی، تهران، نشر اشاره، 1386.

This entry was posted in ب. Bookmark the permalink.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>